❇️حنظله های محله
📕 کتاب پیام لاله ها- نشر سنا
📝روایتگر: استاد حسن کشایی
🔻 در محله ی ما، شهدا فقط تک تک نبودند. بعضی هایشان آنقدر با هم قرین بودند که مردم دیگر نمی توانستند یکی را بدون دیگری یاد کنند. به آنها می گفتند «حنظله های محله».
🔺 این کلمه، «حنظله»، در فرهنگ خودمان ریشه دارد؛ یعنی همراه و همدمی که در راه خدا تا آخرین لحظه با تو می ماند.
🔻 شهید حسن پهلوان زاده، شهید حسن جوبییان، شهید جعفرعلی خرم آبادی، شهید احمدعلی بیابان پور، شهید حسین خندان پور، شهید داوود کریم پناه و شهید احمد آبانی ؛ این هفت نفر، حنظله های محله ی ما بودند. نه فقط در جبهه، از سال های قبل جنگ، از دوران انقلاب، از مسجد و کوچۀ محله، با هم بودند. در تظاهرات کنار هم راه می رفتند، در جلسات قرآن همدیگر را جا نمی انداختند، و بعدها در جبهه عهد بستند که تا آخرین قطره خون یاری گر هم باشند.
🔺مردم محله می دیدند که اینها چنان با هم یکی اند که گویی یک روح در چند بدن جاری است. وقتی یکی را می دیدی، می دانستی دیگری هم پشت سرش می آید. وقتی برای یکی صلوات می فرستادی، بی اختیار نام دیگری هم بر زبانت جاری می شد. آنها در زندگی روزمره، از همسایه و مسجد و کوچۀ محله شروع کردند، تا به سنگرهای شلمچه و فاو و مریوان رسیدند.
🔻حنظله بودن یعنی همین: از یک جا برخاستن، در یک راه رفتن، و در یک هدف به پایان رسیدن. می گویند این شهدا در عملیات های نزدیک به هم و تقریباً هم زمان به شهادت رسیدند.
🔺برخی در والفجر چهار، برخی در عملیات های دیگر، اما هیچ کدام دیرتر از دیگری نیامد. انگار قرار بود با هم پرواز کنند. انگار بال های یک پرنده بودند. امروز هم در گلزار شهدای آستان مقدس حضرت محمدهلال بن علی(ع)، کنار هم آرام گرفته اند. قبر به قبر، رفیق به رفیق.
🔻هر وقت پای مزارشان می روم، اول برای همه فاتحه می خوانم. یکی یکی اسمشان را می آورم. نمی شود فقط برای جعفر خواند و حسن را فراموش کرد. نمی شود فقط حسن را نام برد و احمد را نادیده گرفت.
🔺اینها حنظله هستند؛ یعنی شهدایی که راه دل مردم، چنان گره خورده اند که گویی یک تابلوئی از ایثار را با هفت رنگ نقاشی کرده اند. تمام محله، مدیون این هفت پرچم است. تمام خاطرات ما، بی آنها ناقصا است d
تعداد بازدید: 4
