گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

علیرضا دهقانی آرانی

محمد

کارمند برق تهران

1365/06/30

آران وبیدگل

1404/12/25

تهران میدان شهدا اداره برق تهران بمباران رژیم صهیونیستی آمریکایی

گلزار شهدای امام زاده محمد هلال آران و بیدگل

زندگی نامه شهید نخبه مهندس علیرضا دهقانی آرانی

علیرضا دهقانی آرانی در 30 شهریور 1365 در شهرستان آران و بیدگل به عنوان فرزند اول خانواده به دنیا آمد . علیرضا تا مقطع دوم دبیرستان در شهرستان آران و بیدگل یکی از برترین دانش آموزان شهرستان بود. در سال 1380 به خاطرشغل پدر که کارمند وزارت دفاع و پشتیبانی بودند با خانواده به استان تهران مهاجرت کرد. بعد از با موفقیت گذراندن تحصیلات دبیرستان؛ به واسطه کنکور سراسری در رشته ریاضی، در کارشناسی رشته برق قدرت از دانشگاه کاشان پذیرفته شد و سپس با درجه نخبه مقطع کارشناسی ارشد رشته برق قدرت در همان دانشگاه ادامه تحصیل داد. بعد از گذراندن عالی تحصیلات دانشگاهی با درجه نخبگی؛ در سال 1389 بدون آزمون از طرف وزارت نیرو در استان قم در سمت کارشناس Gis پذیرفته و مشغول به کار شد و در همان اوایل شروع به کار؛ زندگی متاهلی و سرشار از عشق خود را با همسرش در استان قم آغاز کرد. ایشان در حوزه نظام مهندسی پروانه اشتغال گرفتند و به دلیل انتشار مقالات متعدد و فعالیت های موفقی که ایشان در حوزه Gis داشتند چندین بار در جشنواره جوان در محل کار، به عنوان برترین جوان، برگزیده و تقدیر شدند. بعد از گذراندن 8 سال، علیرضا برای پیشرفت در کار و زندگی تصمیم به انتقالی به استان تهران گرفت و به دلیل سوابق و شرایط عالی به سرعت مراحل انتقالی ایشان سپری شد و در سال 1396 در شرکت توزیع نیروی برق استان تهران در میدان شهدا به فعالیت خود در حوزه برق و Gis ادامه داد. درسال 1401 مدیریت بخش Gis شرکت توزیع نیروی برق استان تهران را برعهده گرفت. در ابتدای سال 1402 به لطف خداوند متعال صاحب دوقلو دختر به نام های دلسا و دلوین شد. به دلیل نقش مهم و پررنگ ایشان در حوزه کاری و محل کار؛ به غیر از مدیریت Gis، دبیر کمیته فنی و بازرگانی و گزینش علمی مصاحبه های استخدامی زیر نظر ایشان انجام می شد. در 28 آبان ماه 1404 روزGis، در حوزه Gis شرکت توزیع نیروی برق استان تهران با مدیریت ایشان؛ مقام اول کشوری را کسب کرد.

سبک زندگی و خصوصیات شهید علیرضا دهقانی:

به عنوان مدیری متعهد، متخصص و دغدغه مند همواره منافع سازمان و خدمت رسانی به مردم را در اولویت خود قرار میداد. وی از مدیرانی بود که مسئولیت را نه یک عنوان، بلکه امانتی برای خدمت می دانست. تعهد به کار، دقت در تصمیم گیری، اخلاق حرفه ای، پیگیری امور و احترام به همکاران، از ویژگی های برجسته مدیریتی او بود و همین خصوصیات باعث شد اعتماد و اعتبار ویژه ای در میان همکاران و مجموعه مدیریتی به دست آورد. انجام وظیفه به بهترین شکل ممکن،امانت داری، تخصص و اهمیت برای کسب روزی حلال باعث شده بود تا خریداری قطعه های مهم و حساس به علیرضا سپرده شود.

علیرضا در کنار جایگاه حرفه ای و مدیریتی خود، همسری همراه و پدری دلسوز و مسئولیت پذیر بود. خانواده برای او جایگاهی ارزشمند داشت و در کنار همه دغدغه ها و مسئولیت های سنگین کاری، نسبت به همسر و فرزندان خود احساس مسئولیت عمیقی داشت. تصویری که از او در محیط خانواده به یادگار مانده، تصویر مردی متعهد، مهربان و تکیه گاهی مطمئن برای خانواده است. اما آنچه شخصیت او را متمایز می کرد، تنها موفقیت های شغلی و مدیریتی اش نبود؛ بلکه باور عمیق به مفهوم مسئولیت در قبال مردم و کشور بود.

شهادت شهید علیرضا دهقانی:

در روزهای دشوار جنگ رمضان، زمانی که بسیاری از معادلات زندگی و کار تحت تأثیر شرایط کشور قرار گرفته بود، او همچنان مسئولیت خود را جدی می دانست و حضور در میدان خدمت را وظیفه خود تلقی می کرد، در ایام جنگ رمضان در حالی که روزه دار بود با همان روحیه همیشگی، مسئولیت خود را ترک نکرد و تا آخرین لحظه در میدان خدمت باقی ماند. آخرین نگاه و سخن او در شب قبل شهادت درباره مسئولیت، بیانگر این باور بود؛ ایشان به خانواده خود در مقابل دلتنگی ها و نگرانی ها بیان کرده بود که: "در ایام جنگ، هرکسی که در ایران مسئولیتی دارد، جانش را کف دستش گذاشته و قدم برمی دارد. من مدیر هستم و مسئول، اما در زمان جنگ مسئولیت من سخت تر و سنگین تر از هر زمانیست و نقش ها متفاوت تر می شود و هرکاری که برای پایداری جریان برق کشور نیاز باشد باید انجام دهیم."

سرانجام در 25 اسفند ماه 1404 در شرایط سخت جنگ رمضان؛ بدلیل حساسیت بالای شغل مدیریتی اش ،علارغم تهدید دشمن برای بمباران زیرساخت های حیاطی ملت ایران، با زبان روزه در محل کارش اداره برق تهران واقع در میدان شهدا حاضر شد تا چراغ مردم خاموش نماند. اما در آن روز آنجا مورد حمله و بمباران رژیم آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفت و ایشان به درجه رفیع شهادت نائل آمد. اکنون مزار این شهید عزیز در گلزار شهدای امام زاده محمد هلال ابن علی (ع) آران و بیدگل زیارتگاه عاشقان و دلدادگان سید و سالار شهیدان و عاشقان ایران جان است.

نوشته روی سنگ مزار ایشان گویای چکیده زندگی اوست: در مسیر خدمت و تعهد شجاع و استوار بود؛ شهادتش چراغیست تا ایران خاموش نماند!


شهید علیرضا دهقانی آرانی، نخبه عزیز کشورمان در حوزه Gis، همسر و دوفرزند دوقلوی سه ساله خود را به خداوند و امام زمان سپرد و خودش به قافله پاکباز شهدا پیوست.

راهشان پر رهرو باد.

تعداد بازدید: 217

بنده پدر شهید علیرضا دهقانی آرانی سال های 65 و66 مسول تعاون سپاه آران وبیدگل بودم ودر خدمت خانواده های رزمندگان دفاع مقدس بودم یک روز صبح علیرضا یک سال ونه ماهه بود همراه خود به تعاون بردم حدود ساعت 9 تا 10 آقای عباس خرم آبادی که راننده سپاه بود بایک ماشین لندکروز شاسی بلند باری برنج وروغن وحبوبات و000برای فروشگاه تعاون آورد باهمکاران مشغول تحویل ومرتب کردن آنها شدیم وبکلی فراموش کردم که امروز بچه ام رابه سپاه آورده ام تااینکه عباس ماشین را روشن کردم در این لحظه دویدم توی کوچه دیدم علیرضا زیر ماشین خوابیده و پفک می خورد 20 الی 30 سانتی متر مانده که لاستیک ماشین بیاید روی سرش با زبانی لرزان درحالی که قلبم از جا کنده می شدفریاد زدم عباس آقا ماشین را خاموش کن ترمز دستی را بکش واز ماشین پیاده شو یک چیزی جامانده است به من بده گفت چیزی عقب ماشین نیست گفتم زیر ماشین هست وقتی این صحنه را دید غش کرد همسایگان آب جوش آوردند وبه او خوراندند وبهوش آمد علیرضا بعد ازاین اتفاق 37 سال ماند در 6سالگی وار دبستان شد.تا پایان دبیرستان همیشه جزو دانش آموزان ممتاز بود سپس رشته برق دانشگاه دولتی کاشان قبول شد ونخبه دانشگاه شد وبدون آزمون ارشد برق گرایش قدرت را ادامه داد وپس از پایان تحصیل به علت نخبگی وزارت نیرو بدون تشریفات اداری مشغول به کار کرد و16 سال در بحث برق فعالیت کرد وتقدیر پروردگار براین بود که مزد دلسوزی ، تعهد ،امانت داری ، رعایت حقوق ارباب رجوع وخوش اخلاقی خود رابگیرد ودرتاریخ25 اسفند 1404 در تهاجم رژیم آمریکایی صهیونیستی بازبان روزه به فوز عظیم شهادت نایل شود

بنده پدر شهید علیرضا دهقانی آرانی سال های 65 و66 مسول تعاون سپاه آران وبیدگل بودم ودر خدمت خانواده های رزمندگان دفاع مقدس بودم یک روز صبح علیرضا یک سال ونه ماهه بود همراه خود به تعاون بردم حدود ساعت 9 تا 10 آقای عباس خرم آبادی که راننده سپاه بود بایک ماشین لندکروز شاسی بلند باری برنج وروغن وحبوبات و000برای فروشگاه تعاون آورد باهمکاران مشغول تحویل ومرتب کردن آنها شدیم وبکلی فراموش کردم که امروز بچه ام رابه سپاه آورده ام تااینکه عباس ماشین را روشن کردم در این لحظه دویدم توی کوچه دیدم علیرضا زیر ماشین خوابیده و پفک می خورد 20 الی 30 سانتی متر مانده که لاستیک ماشین بیاید روی سرش با زبانی لرزان درحالی که قلبم از جا کنده می شدفریاد زدم عباس آقا ماشین را خاموش کن ترمز دستی را بکش واز ماشین پیاده شو یک چیزی جامانده است به من بده گفت چیزی عقب ماشین نیست گفتم زیر ماشین هست وقتی این صحنه را دید غش کرد همسایگان آب جوش آوردند وبه او خوراندند وبهوش آمد علیرضا بعد ازاین اتفاق 37 سال ماند در 6سالگی وار دبستان شد.تا پایان دبیرستان همیشه جزو دانش آموزان ممتاز بود سپس رشته برق دانشگاه دولتی کاشان قبول شد ونخبه دانشگاه شد وبدون آزمون ارشد برق گرایش قدرت را ادامه داد وپس از پایان تحصیل به علت نخبگی وزارت نیرو بدون تشریفات اداری مشغول به کار کرد و16 سال در بحث برق فعالیت کرد وتقدیر پروردگار براین بود که مزد دلسوزی ، تعهد ،امانت داری ، رعایت حقوق ارباب رجوع وخوش اخلاقی خود رابگیرد ودرتاریخ25 اسفند 1404 در تهاجم رژیم آمریکایی صهیونیستی بازبان روزه به فوز عظیم شهادت نایل شود

دهقانی حاج محمد:
خاطرات شهید علیرضا دهقانی آرانی (1) آخرین شب علیرضا به علت اینکه خانواده اش با بچه هایش آران بودند برای افطار منزل ما در تهران آمد بعلت فشار کاری معمولا 8/5یا 9 شب افطار می کرد آن شب بعد از افطار با برادرش محمد مهدی صحبت هایی از قبیل شهادت امام شهید وجنگ با آمریکا رژیم صهیونیستی داشتند علیرضا خیلی از حضور مردم در میدان اظهار خوشحالی کرد وقتی خواست برای استراحت به اطاق خواب برود به او گفتم

فرزندان دوقلو دارید اگر میتوانی به آران برو وسری به بچه ها بزن در جواب گفت بابای من واقعا درست است در این موقعیت(جنگ آمریکایی صهیونیستی) که اگربه برق کشور خسارت وارد شود قابل جبران نیست محل کاررا رها کرده وبه آران بروم ؟ وقتی مادرش خواست درخواست من را تکرار کند یعنی سری به بچه ها بزن انگشت دست را کف دست راست گذاشت وگفت مامان کسی که در این وضعیت مسولیتی قبول می کند جان را کف دست گذاشته وبه پیش می رود

(2) یک شب علیرضا بچه هایش رامنزل ما در تهران گذاشتند وهمراه همسرش برای خرید از خانه خارج شدن وقتی برگشتند ساعت حدود 9شب بود از مادرش خواست چای برای آنها بیاورد درحین چای خوردن بنده عجله کردم وگفتم علیرضا آیا نمازت راخوانده ای بلافاصله گفت ما که نماز می خوانیم ولی بابای من شما وظایف دیگری هم داری مثلا گاهی ازمن سوال کنی آیا آن مقدار حقوقی که می گیری در قبال آن کارت راخوب انجام می دهی آیا درست بیت المال را حفظ میکنی آیا کار ارباب رجوع را خوب انجام می دهی و چند نمونه این چیز ها را از من خواست که بعنوان یک پدر دلسوز از او پیگیری کنم

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

نشانی : حرم مطهر حضرت محمدهلال بن علی(ع) - گنجینه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس شهرستان

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع