گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

نعمت اله حاجی جمالی

محمد

بسیجی

طلبه روحانی

1345/01/01

1361/01/02

شوش

گلزار شهدای هلال بن علی (ع) آران

نعمت الله در سال 1345 در خانواده مذهبي در آران به دنيا آمد.در دوران طفوليت از هوشياري و كنجكاوي خوبي برخوردار بود.در همان ايام كلية حركات و رفتارش نمايانگر آينده درخشان وي بود.در سن 6 سالگي دوران ابتدايي را در دبستان 25 شهريور آغاز نمود و سپس در مدرسه راهنمايي شهيد خدمتي به تحصيل علم پرداخت.نعمت الله در كلاس سوم راهنمايي بود كه نهضت عظيم اسلامي به رهبري امام خميني(ره) شروع شد. همانطور كه از او انتظار مي رفت به پخش اعلاميه و شركت در راهپيمائيها و تظاهرات عظيم پرداخت.

پس از اين مرحله عازم حوزه علميه قم شد تا از مكتب اهل بيت (ع) بهره كامل ببرد.وقتيكه او در حوزه علميه،مشغول تحصيل بود جنگ تحميلي صدام عليه ايران باعث آن شد عازم جبهه هاي جنگ شود پس از مدتي جنگيدن با مزدوران بعثي سرانجام در تاريخ 1361/1/2 در جبهه شوش به مقام والاي شهادت رسيد.


تعداد بازدید: 3689

بسم الله الرحمن الرحیم

« الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصّلوۀُ وَ السّلامُ عَلی سَیّدِنا مُحَمّد وَ عَلی الائمۀِ الهُداۀِ المَعصومین سیَّما بقیۀ اللّه الاعظَم وَ بعَدَ الصَّلوۀ وَ السّلام عَلی المُجاهدین وَ الشُّهداء فی سَبیل اللّه وَ لَعنۀ اللّه عَلی اَعدائهِم قالَ اللّه تعالی فی کِتابهِ الکریم الّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدینَّهم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللّهَ لَمَعَ المُحسِنین »

شکی نیست که پیروزی حق ، خود به خود صورت نمی گیرد ، بلکه بستگی به اعانت اعوان و حمایت افراد دارد . هنوز در تاریخ دیده نشده جنگی بدون سختی و ریختن خون پیروز شود . انقلاب ایران را مشاهده کنید که پس از کشته شدن چند هزار جوان و پیر از زن و مرد به ثمر رسیده امروز هم جنگ تحمیلی ایران و عراق برای پیروزی احتیاج به خون و گرفتاری دارد . روشن است که حامی واقعی باید جان نثار باشد و قدرت آن را داشته باشد که هنگام خطر از همه چیز بگذرد و تنها به حق توجّه کند . آن جاست که شهید ارزش می یابد و افرادی این چنین .....

زنده اند ، و در طول تاریخ نمی میرند ، بلکه چون شمع می سوزند و خود را فدای اسلام و میهن می کنند تا مردم در پناه آن به قدرت خدا زندگی کنند .

- ای مردم مسلمان ! واقعِ مطلب این است که پیروزی و اجرای حق حمایت و طرفداری می خواهد . پیر و جوان ، مرد و زن بسیج شوید برای بزرگ کردن و احیای حق کوشش کنید و احساس مسئولیّت کنید . شما مردم ، عامل بزرگی برای پیروزی رزمندگان در جبهه هستید . شما باید مسئلة اصلی را چند چیز قرار دهید و همه را بر مبنای قرآن اجرا کنید . اوّل طبق آیه قرآن که می فرماید . « اطیعوا اللّه و اطیعوا الرّسوال و اولی الامر منکم » ( اطاعت کنید خدا و رسولش را و صاحب امر خودتان ) همه اتّحاد داشته باشید و پیوند ناگسستنی بین خود ایجاد کنید . همه در تمام قشرها کار کنید تا استقلال به تمام معنی به وجود آید البته جهاد را فراموش نکنید . جهاد در راه خدا نه در راه شیطان که قرآن می فرماید :

« الّذینَ آمَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیل اللّهِ وَ الَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوت فَقاتِلوا اولیاءَ الشَّیطانَ إنَّ کَیدَ الشَّیطانُ کانَ ضَعیفاً » ( کسانی که ایمان آورده اند در راه خدا و کسانی که اهل کفر شدند کارزار در راه طاغوت و شیطان می کنند ، به تحقیق شیطان ضعیف است )

آن چه که عوامل مذکور را به ثمر می رساند ایمان به الله است و ایمانی که همراه با یقین و مسلّح به الله اکبر باشد . این برای شما کافی است که در همه حال در نظر داشته باشید که خدا شما را کمک و راهنمایی می کند . به قرآن در این باره توجّه کنید . « وَ اللّه اَعلَمُ بِاعدائکُم وَ کَفی بِالله وَلیّاً و کَفی بِاللّه نصیرا » ( خدا داناتر است به دشمنان شما و کافیست برای شما که خوب ولی و یاری کننده است ) تفسیر این آیه خود در صحرای طبس موقعی که دیده ها به خواب رفته بود ، دشمنان اسلام و ایران قصد اجرای حمله ای داشتند . لکن خدا با مشت های بیابان آنان را نابود و رویشان را سیاه و رسوا کرد . ما این چنین خدایی داریم از چه بترسیم برای این خاطر است که کسی نمی ترسد . از امریکا و دیگر ابرقدرت ها جوانان از جان

می گذرند گول چند روز این دنیا را نمی خورند . دنبال شهادت در راه خدا

می روند . به قول امام که می فرماید ملّتی که مکتبش شهادت است از هیچ چیز هراسی ندارد . جهاد می کند تا کشته شود ، به سوی الله می رود تا او را ملاقات کند . جوانان ما در این جبهه ها معشوق خود را پیدا می کنند . قرآن دربارة آنانی که جهاد می کنند چنین می فرماید . « اَلّذین جاهَدوا فینا لَنَهدیَنَّهُم سُبُلَنا و إنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنین » ( کسانی که در راه ما جان می دهند ، هر آینه ایشان را هدایت

می کنیم )

شهادت پلی است از خانة فانی و کوچک ، به سوی دنیایی وسیع . آری این جهانخواران وسعت دیدشان فقط به این دنیا است و آن هم محدود است . لکن بینش ما از این دنیا تجاوز کرده و به سوی دنیای دیگر رفته و پاداش و ثمره کارش را در آن جا می بیند .

- ای برادران و خواهران ! آخرین وصیّتم به شما این است که گول دنیا را نخورید و دنیا را به آخرت و حق را به باطل نفروشید . فکر آینده را بکنید تنها عمل صالح شما در بیابان محشر متوجّه شما خواهد شد .

اگرشما گروه مؤمنان هستید به ندای قرآن لبیک گویید که می فرماید : « فَلیاقتل فی سَبیل اللّه یَشرون الحیوۀ الدّنیا بالاخرۀ » ( مقاتله کنید در راه خدا با کسانی که آخرت خود را به یک دنیا فروختند ) و با ذکر یک آیة دیگر که نتیجة کارهای شما است به صحبت های خود پایان می دهم و آن این است که دربارة کسانی که جهاد کرده اند می فرماید : « فَیُقتَل او یَغلِب فَسوفَ نوئتیه اجراً عظیما » ( هر کس در جهاد راه خدا کشته شد یا فاتح گردید زود باشد که او را در بهشت جایش دهیم و مقامی است بزرگ برای ایشان )

- وصیّت به پدر و مادرم ! پدر و مادرم بعد از سلام گرم از شما می خواهم که مرا در راه خدا حلال کنید . در شهادتم گریه نکنید . آخر برای چه ؟ آیا برای آن که فرزندتان وارد بهشت خواهد شد یا این که چون جوانتان از دست رفته است ؟ این که خیلی ساده است امانتی بودم از طرف خدا ، برای شما ، الآن وقت آن رسیده که امانت را پس دهید و خیانت در امانت نکنید .

متن نامشخص سال هاست که نعمت های خدا فدای من شده اند تا من بزرگ

شده ام امروز هم روز آن رسیده است که من یک جانی که دارم فدای خدا کنم تا شاید که جبران کرده باشم . مادرم و خواهرم ! مبادا گریه و بی تابی کنید . غصّه مخورید تو باید چون زنان صدر اسلام باشی . برایت از زنی که در صدر اسلام در جنگ با پیامبر بود بگویم تا شاید این قوّت قلب تو شود .

نسیبه دختر کعب دو پسرش را برای جنگ فرستاد و مشک آبی با خود برداشت و برای پانسمان زخمی ها در جنگ اُحد با مشرکین شرکت کرد ، در گیر و دار مسلمانان فرار می کردند ناگاه نسیبه یکی از دو پسران خود را دید که فرا می کنند جلویش را گرفت و گفت : پسرم به کجا می روی ؟ آیا رسول خدا را تنها

می گذاری؟ پسر که این حرف را شنید برگشت و پس از مدّتی کشته شد . نسیبه مادر مقتول شمشیر فرزندش را برداشت و به قاتل او حمله کرد . شمشیر برّان به او زد و او را کشت . پسر دیگر نسیبه می گوید من مادرم را می دیدم که مشغول دفاع از رسول خدا می باشد و کسانی که می خواهند به پیامبر حمله کنند به آن ها حمله و از پیامبر محافظت می کند ، پیغمبر به من فرمود تو پسر اُمّ عمّار هستی ؟ گفتم : آری .

فرمود : مادرت را دریاب و زخمش را ببند . مادرم رو به آن حضرت کرد و گفت : ای رسول خدا از خدا بخواه منزل ما در بهشت با شما در یک جا باشد آن گاه پیامبر دعا کرد « اللّهم اجعلهم رفقائی فی الجنه » خدایا بگردان ایشان را رفقایم در بهشت مادرم که این دعا را شنید گفت : اکنون باکی ندارم از هر مصیبتی که در دنیا به من برسد . مادرم دیدی ؟ پس گریه مکن .

والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

روحش شاد و راهش پررهرو باد !


 خاطرات نعمت اله حاجی جمالی

 خاطرات نعمت اله حاجی جمالی

 خاطرات نعمت اله حاجی جمالی

 آثار نعمت اله حاجی جمالی

 آثار نعمت اله حاجی جمالی

 آثار نعمت اله حاجی جمالی

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع