گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

مهدی توکلی بیدگلی

احمد

پاسدار هوافضا

1361/12/24

آران وبیدگل

1404/12/15

پایگاه بسیج روستای یزدل شهرستان آران وبیدگل

گلزار شهدای امام زاده هادی آران وبیدگل

داستان تولد:
اسفند سال 60 بود. همان اوایل دفاع مقدس، که خبر شهادت مهدی، پسر نوجوان خانواده ی توکلی که اتفاقا متولد اسفند ماه هم بود به گوش رسید...
قبل از آن دوبار دیگر هم به جبهه رفته بود اما اینبار فرق داشت، اینبار خودش گفته بود که منتظر من نباشید من دیگر بر نمی گردم...🥀
خبر شهادت آمد، اما پیکر مطهر مهدی دو ماه بعد به آغوش خانواده بازگشت...
اسفند سال بعد یعنی سال 61 معجزه ای رخ داد، خداوند سه پسر همزمان به خانواده ی توکلی هدیه کرد، سه قلو!
سه قلویی که در شرایط سخت آن دوران، در شبی سرد زمستانی، در منزل، وقتی پدر خانواده شیفت شب بود و مادر با فرزندان خردسالش در خانه تنها بود قدم به دنیا گذاشتند، در حالیکه قرار بود دوماه دیگر متولد شوند، نارس بودند، آب گرم در منزل نبود، هوا سرد بود و تنها وسیله ی گرمایش خانه کرسی بود. سه قلو ها را با آب سرد شستند و در حالیکه کاملا کبود شده بودند، زیر کرسی گرم کردند، کم کم رنگ به رخشان آمد و جانی دوباره گرفتند...
پدر خانواده صبح رسید و با سه نوزاد مواجه شد، آخر آن روزها امکانات پزشکی پیشرفت الان را نداشت و مادر و پدر نمی دانستند که سه قلو در راه دارند...
برای نامگذاری تصمیم گرفتند نام یکی از نوزادان را مهدی بگذارند برای زنده ماندن یاد شهیدشان و دو پسر دیگر را محسن و هادی...
و قرعه به نام پسری افتاد که ظاهرش با دو پسر دیگر متفاوت بود...قرعه به نام مهدی قصه ی ما افتاد...
و اینگونه شد که این پدر و مادر، دو شهید، دو مهدی تقدیم مهدی صاحب الزمان کردند...🥀
دو مهدی که در اسفند ماه متولد شدند و در اسفند ماه به شهادت رسیدند... 🥀
منبع کانال ایتا با مهدی تا شهادت

تعداد بازدید: 81

بیشتر ما آدم ها توی زندگی مدام دنبال چیزایی هستیم که نداریم. شب و روز تلاش می کنیم تا پولدار بشیم، ماشین بخریم، خونه داشته باشیم و به یه جایگاهی برسیم که همه تحویلمو بگیرن. اما بعضی آدم ها هستن که این مقام ها و جایگاه های زمینی براشون خیلی مهم نیست.

چون دلشون دنبال یه مقام بزرگتره. یه جایگاه پیش خدا. یکی از اون آدم ها سرهنگ پاسدار شهید مهدی توکلی بود.

نمی دونم خبر دارید یا نه ولی سرهنگ تمامی درجه کمی نیست. این درجه را به آدم هایی می دن که سالها تجربه و تخصص و مسئولیت داشتن. شبیه آقا مهدی.

آقا مهدی هم تحصیلات بالایی داشت، هم سابقه زیاد و هم کلی تجربه. اما با همه ی اینا توی پادگان همه اونا به مهربونی و خاکی بودنش می شناختن. رفقاش میگن اصلاً براش مهم نبود چه درجه ای داره.

نه سن و سالش رو به رخ می کشید و نه مدرکش رو. هر جا کاری روی زمین می موند، این آقا مهدی آستین بالا می زد و خودش انجامش می داد. تا این حد که بچه ها رو خودش به خونه می رسند و بر می گردوند.

اگه کسی اونو نمی شناخت، فکر می کرد یه سرباز ساده است که فقط رانندگی بلنده. در حالی که یکی از فرمانده های مهم کار بلند بود. اما ماجرای آقا مهدی فقط به پادگان ختم نمی شد.

توی خونه هم همینقدر مهربون و مسئولیت پذیر بود. همسر شهید توکلی از اخلاقش خیلی تعریف می کند. ایشون می گن، آقا مهدی با این که خسته از سر کار بر می گشت، اول می رفت پیش پدر و مادرش، دستشونو می بوسید و کاراشونو انجام می داد.

بعد می اومد خونه، بچه ها رو می برد طبقه پایین و باهاشون بازی می کرد تا من بتونم برای آزمون دکتری درس بخونم. حتی بعضی وقتا خودش غذا درست می کرد تا من وقت بیشتری برای درس خوندن داشته باشم. هرکی آقا مهدی رو می دید، باورش نمی شد این همون فرمانده ای هست که دشمن ها ازش حساب می برند.

برای خانواده و دوستاش، یه آدم مهربون و خوش اخناق و بامعرفت بود و حالا با گذشت این همه وقت از شهادتش، هنوز اسمش سر زبون هست. قصه زندگی شهید مهدی توکلی در جنگ تحمیلی رمضان به آرزوی دیرینش یعنی شهادت ختم شد و آسمانی شد. شهادت راه رسم آدم هایی مثل آقا مهدی است که هیچ وقت تمومی نداره.

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

نشانی : حرم مطهر حضرت محمدهلال بن علی(ع) - گنجینه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس شهرستان

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع