گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

با خاطرات رهبر شهید حضرت امام خامنه ایی قدس سره

وقتی سخن از نکات جالب دیدار ایثارگران با امام خامنهای میشود. مصطفی پر کره ابتدا شروع به نقل خاطرهای مربوط به سالها قبل از چنین دیداری میکند. زیرا معتقد است رفتار و لطف خاص رهبری در مواجهه با ایثارگران از سالها پیش تا کنون ادامه داشته است. او میگوید: ابتدا اجازه بدهید خاطرهای را از سالها پیش از دیدار با حضرت آقا نقل کنم که نکات جالبی دارد. سال 62 در آسایشگاه جانبازان بودم که مشکلی برای جانبازان بوجود آمد و ما حدود 80 تا 90 جانباز ویلچری در آسایشگاه امام خمینی(ره) میخواستیم خدمت حضرت امام(ره) برویم و درد و دل خود را با ایشان مطرح کنیم که متاسفانه نشد. پیش هر مسئولی میخواستیم برویم در را به روی ما بسته بودند. آن زمان حضرت آقا، رئیس جمهور بودند و ما تصمیم گرفتیم خدمت ایشان رفته و درد و دل خود را برای رئیس جمهور وقت بگوییم. پنج شش نفر از جانبازان به نمایندگی از آن جمع به نهاد ریاست جمهوری رفتیم. در آنجا به لحاظ رعایت مسائل امنیتی کسی حرف ما را برای دادن وقت ملاقات گوش نکرد و ما یک هفته هر روز از صبح پشت در نهاد ریاست جمهوری مینشستیم تا بلکه راهی برای دیدار و صحبت فراهم شود. البته آقا هم با توجه به حجم گرفتاریها از حضور ما در آنجا اطلاعی نداشت. شبها را در بخش اسکان امداد پزشکی میخوابیدیم و دوباره روز بعد منتظر بودیم.

یکی از بچههای سپاه که این وضعیت را دیده بود که چند جوان جانباز قطع نخاعی با این وضعیت در انتظار یک دیدار هستند ناراحت شده بود و یک شب نزدیک اذان مغرب به ما گفت یک نامه کوتاه چند خطی بنویسید تا من آن را موقع نماز به دست رئیس جمهور برسانم ما هم در آن نامه چند خطی آقا را چند قسم دادیم و گفتیم میخواهیم شما را ببینیم. پاسدار وقتی نامه را برد وقت اذان بود. ما هم طبق معمول پشت در داخلی و در کنار اولین نگهبانی منتظر نشسته بودیم. از داخل نگهبانی زنگ زدند و ما را پشت تلفن خواستند. شخصی که نامه را گرفته بود، پشت خط به یکی از بچهها گفت رئیس جمهور داشت وضو میگرفت که ما یادداشت شما را به ایشان دادیم. ما جانبازان هم مشغول نماز خواندن شدیم. یکی دو تا از بچهها روی تشکهایی برای نماز کنار نگهبانی نشسته و آنها هم مشغول خواندن نماز شدند. یک ربع ساعت گذشت که دیدیم حضرت آقا در تاریکی شب در حالیکه 30 یا 40 نفر همراهشان است به سمت ما میآید. پاسدارهای محافظ و عدهای از کارمندان آنجا همراه آقا بودند. آقا آمد و روی همان تکه تشک ابری که برای نماز خواندن بچهها گذاشته بودند بین دو نفر از بچهها نشستند و به نگهبانی تکیه دادند. ما هم که روی ویلچر بودیم دور ایشان حلقه زدیم و بقیه افراد هم دور ما جمع شدند.

اولین سوالی که آقا پرسیدند، رو به افراد دور و بر این بود که: «بچهها پذیرایی شدهاند؟» دوستانی در آنجا که مسئولیت داشتند اما جواب سلام ما را هم نمیدادند در جواب گفتند بله آقا! در صورتی که اگر بچهها آب یا چایی هم آنجا میخوردند زحمت بچههای سپاه بود. آقا گفتند: «خب! یک چایی هم بیاورید با هم بخوریم.» بعد یک سینی چایی آوردند و با آقا خوردیم. مزه آن چایی در کنار آقا بعد از سی و چند سال هنوز در خاطرم هست. بعد آقا گفتند یک نفر مشکلتان را توضیح بدهد. یکی از بچههای بوشهر که ید الله مشایخی نام داشت سرباز بود و معلم و فن سخنوری او بهتر از ما بود که 16 یا 17 سال سن بیشتر نداشتیم. او شروع کرد به صحبت کردن و کلام خود را با حدیث معروف قدسی آغاز کرد که: من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی...که آقا گفتند: «من اینها را بلدم. نیازی نیست. اصل حرف را بگویید.» او هم مشکل ما را توضیح داد.

از شدت گریه شانههای آقا میلرزید

مشکل ما از این قرار بود که شخصی که در دفتر امام(ره) در آن زمان سمت داشت طی بحثی با استفاده ابزاری از گفته امام که میفرمایند: "اگر من یک روز ببینم اسلام در خطر است چشمم را میبندم و هیچ کس را در هیچ پست و مقام و لباسی نمیشناسم" به ما گفت الان هم شما فکر نکنید جانبازید الان اسلام در خطر است. شما رفتید جبهه اسلحه بدزدید و بیاورید خانه تیمیهایتان را تقویت کنید. وقتی دوست ما به این بخش از صحبت اشاره کرد. آقا عینکشان را از روی چشم برداشتند و روی زانو گذاشتند و بعد با عبا چشمشان را گرفته و آنقدر با شدت گریه میکردند که شانههایشان مرتب میلرزید. بعد هم چند سوال دیگر از ما در این رابطه پرسیدند و رفتند. حضرت آقا از همان موقع که رئیس جمهور بودند به خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران توجه خاصی داشتند و حساس بودند.

ای کاش مسئولین دیگر هم این رفتارها را یاد میگرفتند

تاریخ ارسال: 1405/02/30
تعداد بازدید: 7

گوهرهای ماندگار شهرستان آران و بیدگل

ایمیل مدیر سایت : info@gmab.ir

شماره تماس : 09121276916

نشانی : حرم مطهر حضرت محمدهلال بن علی(ع) - گنجینه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس شهرستان

طراحی و تولید: ایده پرداز طلوع